محمود بن محمد بن الحسين الأصفهاني
44
دستور الوزاره ( فارسى )
باب چهارم در مآثر و مفاخر وزراى ماضيه و المعيّت و اريحيّت ايشان اين باب در ذكر كبار وزراست كه در عقل كامل و عدل شامل و المعيّت راى و اريحيّت طبع و بذل ايادى دستى داشتهاند و در پايهء سرورى قدمى به صدق زده و يادگارى از فضل و فضايل با اخلاف و ارداف خود گذاشته و محامد اوصاف و خصال ستودهء ايشان نه چندانست كه در ده مجلّد استيفاى شطرى از آن ايراد توان كرد ، امّا بعضى از آنچه خاطر پريشان ، جامع آن بود در زبان قلم آورده شد و ابتدا به آل برمك كرده آمد كه ايشان وجوه اكارم و فهرست مكارم و سر جريدهء معالى و معانى و قبلهء آمال و امانى بودهاند ، و درر سخنان منثور كه از ايشان مذكور است ، انصاف را ، هر درّى به بحرى آبستن است و انّما كلام الملوك ملوك الكلام * 1 و سر جملهء اين اكابر خالد برمك * 2 بود كه كرم فايض او در بذل عطاها لايق و نجاح مصالح خلايق موجب تخليد ذكر او گشت ، و با آنكه در انواع علوم مستطرف بود و له فى كلّ قدر مغرفة * 3 و شاهين عطايش به « مادون الألف » « 1 » إلف نگرفتى امّا انجاز « 2 » جوايز بر فيض ارتجال جايز نداشتى و معهود سجيّت و اريحيّتش چنان بود كه البته يك شب مشيمهء اوميد مجتدى « 3 » را « 4 » به چنين وعدهء جدوى « 5 » آبستن داشتى و شره نهمت ملتمس از دامن رواح تا گريبان صباح ، سبحهء « اللّيل حبلى » * 4 مىگردانيدى « 6 » ، بامداد
--> ( 1 ) . مادون الالف : كمتر از هزار . ( 2 ) . متن : نجاز . ( 3 ) . مجتدى : خواهندهء عطا . ( 4 ) . متن [ بخشش ] اضافه دارد و به نظر مىرسد كاتب « بچنين » را غلط و مكرر نوشته . ( 5 ) . جدوى : دهش ، بخشش . ( 6 ) . متن : مىگردانندى .